به چه روش و با چه ابزاری میتوان میزان انطباق وظایف با ماموریت سازمان را اندازه گیری نمود ؟

در تعریف موضوعات استراتژیک باید به نکات زیر توجه داشت:

- باید ببینیم موضوعات استراتژیک خواسته های چند درصد از ذینفعان را برآورده می سازد.

- معمولا در این موارد باید منبع هم آورده شود.

- تلاقی بین موضوعات استراتژیک و چشم اندازی که خلق می نماییم باید وجود داشته باشد.

مروری بر روش AHP انجام شده و در مطلبی جداگانه آورده شده است.به اهمیت ضریب آلفا توجه شود

در استراتژی مهم است که بدانیم استراتژی در ارتباط با کدام فرصت یا تهدید برای ما تعریف شده است.

آنچه که به عنوان استراتژی در تعریف مطرح شده ، استراتژی نیست(بررسی ....). ولی برنامه ریزی یک فعالیت استراتژیک است.مشروط بر این که با دانستن اینکه رقبا به برنامه ریزی اهمیت کمتری میدهند ، این را یک فرصت دیده است.

تعریف خلاصه ای از استراتژی عبارتست از : استراتژی بکار گیری فرصتهای محدود در استفاده از منابع محدود برای خواسته های نامحدود است

سعی کنید استراتژی ها را بخوانید و با بقیه در خصوص آنها به مباحثه بپردازید

Cascade کردن استراتژی با بحث اجرا متفاوت است .معنی آن این است که استراتژی های واحدی باید از استراتژی های سازمانی تبعیت کند.

در تعریف و تحلیل ذینفعان میتوان از نموداری استفاده منود که ستونهای آن موارد زیر است :

· توان(کم - زیاد)

· علاقمندی(کم- زیاد)

15 تکنیک مختلف برا ی شناسایی ذینفعان وجود دارد. تکنیکهای شناخت ذینفعان و آنجه برای آنان مهم است را که مطلبی از برایسون است ، می توانید از اینجا دانلود نمایید.

در مدل برایسون در گام هفتم استراتژی ها تعیین می شدند.

گام هفتم تعیین استراتژی ها- به منظور پرداختن به هر یک از موضوعات استراتژی پیش روی سازمان باید اقداماتی صورت گیرد که در قالب برنامه ها ، اهداف ، طرحها و ... بیان می شوند. این اقدامات استراتژی را استراتژی می نامند.به واقع استراتژی عبارتست از قالبی از اهداف ، سیاستها ، برنامه ها ، فعالیتها ، تصمیمات یا تخصیص های منابع که مشخص می کنند سازمان چیست ، چه کاری انجام میدهد و چرا آن را انجام میدهد.استراتژی ها می توانند تحت سطوح سازمانی ، وظایف و محدوده زمانی متفوتی تعریف شوند.(برای بعضی از سازمانه حتی برای تک تک پرسنا هم اهداف استراتژیک و استراتژی تعریف شده است)

در این مرحله نیاز داریم که اهداف استراتژیک محقق شوند.باید استراتژی ها اولویت بندی شوند. تعدادی از روشهای اولویت بندی استراتژی ها : QSPM – Trading , …و ACCEPT هستند

در روش ACCEPT به اختصار ویژگیهای زیر مد نظر است :

Atainable –قابل دسترس بودن

-Cost هزینه استراتژی

Complexityپیچیدگی استراتژی چقدر استو انجام ان چه میزان پیچیده است

Effective - موثر بودن

Populaee- عمومیت داشتن

Timely Bound - در محدوده زمانی معین قابل تاجرا باشد.

در این روش برای هر کدام از این متغیر ها عددی محاسبه می شود .در یک روش میتوان اعداد حاصل از اینها را با هم جمع نمود.در یک روش دیگر میتوان به هر کدام از اینها وزن داد و بر اساس وزن داده شده محاسبه لازم را انجام داد.مثل روش AHP

نمونه برنامه استراتژیک "طرح هبه" است ، که در شهرداری انجام شده است.

میتوانید توضیحاتی در خصوص این طرح را از اینجا دانلود نمایید

بنابراین ابتدا استراتژی های مورد نظر را انتخاب مینماییم.در این انتخاب عامل حیاتی موفقیت (Critical Success Factor) را نیز مشخص می نماییم و به این ترتیب استراتژیها را لولویت بندی می کنیم.پس ار اولویت بندی استراتژی های انتخاب شده با این توجه که بدانیم که اولویت های شما چه میزان موضوعات استراتژیک را پوشش می دهد ، گام بعدی در مدل برایسون آغاز می شود.

گام هشتم – شرح طرحها و اقدامات – در این مرحله طرحها و اقدامات اجرایی متناسب با استراتژیهای انتخاب شده تهیه می شود.و برای هر استراتژی تعدادی طرح و اقدام اجرایی مشخص می شود.

توجه داشته باشیم که این اقدامات و به تبع آن استراتژیهای مرتبط به آنها باید اجرایی باشند.به این معنی که :

- سامانه های لازم

- ساختار لازم

- فرآیندهای لازم

را داشته باشند.

علاوه بر این باید فرهنگ لازم را هم باید داشته باشیم.

در خصوص تعریف فرهنک از دیدگاه ادگار شاین ؛ تعریف فرهنگ سازمانی و ویژگی های سه لایه

مختلف آن مطلب جداگانه ای در این وبلاگ نوشته شده است.