استاندارها و مدلهای اندازه گیری بلوغ سازمانی
اندازه گيری بلوغ سازمانی در مدیریت پروژه از زمينه های پژوهشی بسيار فعال سالهای اخير بوده است که خوشبختانه نتایج این تحقيقات، به صورت مجموعه استانداردها، مورد بهره برداری سازمانها در نقاط مختلف جهان قرار گرفته است. یک از این استانداردها OPM3 می باشد . این استاندارد توانایی شناسایی اقداماتی که باعث بهبود و ارتقاء دانش مدیریت پروژة سازمانی می شود را داراست و جهت اندازه گيری بلوغ سازمانی مدیریت پروژه طراحی شده است
• به سازمان كمك ميكند تا ميزان بالندگي سازماني مديريت پروژه خويش را مشخص كند.
• روشهايي كه راهبردها را به پروژههاي موفق، منسجم و قابل پيش بيني منتهي مينمايد، معرفي ميكند.
• OPM3 به افراد كمك ميكند تا پروژههاي درست و روشهاي درست را برگزينند.
• از بين بردن شكاف بین Strategy و Projects
• بیشتر سازمانها داراي فرآيندهاي برنامه ريزي شده راهبردي هستند.
• OPM3سازمانها را قادر ميسازد تا پروژههاي خود را با راهبردهاي تجاري هماهنگ سازند.
در اینجا یک Presentation در ارتباط با این مدل OPM3 قرار دارد.
یکی دیگر از مدلهای اندازه گیری ، مدل قابلیت بلوغ سازمانی(CMM =(Capability Maturity Model
می باشد که برای بلوغ سازمانی در 5 مرحله تعریف شده است :
1- مرحله مقدماتی (Initial)
این اولین مرحله است که ممکن است هر سازمانی در آن قرار داشته باشد در این مرحله هیچ قانونی حکمفرما نیست و حتی گاهی هرج و مرج نیز برقرار می باشد لذا برای رسیدن به این مرحله احتیاج به انجام هیچ فرآیند اصل(Key Process )نمی باشد.
2- مرحله تکرار پذیر(Repeatable)
مرحله ای است که سازمان تا حدی قانونمند شده است به عبارتی سازمان در این مرحله می تواند میتواند موفقیت های قبلی خود را در شرایط مشابه تکرار کند .لازم به ذکر است اگر مشتری درصدد انتخاب سازمانی برای پشتیبانی محصولات خریداری شده میباشد این مرحله Minimum Level برای انتخاب می باشد.
3- مرحله سازمان تعریف شده( Defined)
در این مرحله بر اساس قانونمندی نسبی که در سطح سازمان حکمفرماست دستورالعمل ها و رویه و استانداردهایی در سطح سازمان تعریف و مستند سازی می شود و می توان در این مرحله سرویسهای ارائه شده را به طور منسجم سازماندهی کرد و ارتقا داد.
4- مرحله مدیریت پذیر(Managed)
در این مرحله سازمان در جایگاهی قرار دارد که می تواند اهداف کیفی کمیت پذیر را شناسایی کرده و ارتقا دهد، به عبارتی می تواند نسبت به کیفیت ارزیابی کمیتی داشته باشد.
- 5مرحله بهینه سازی(Optimizing)
در این مرحله سازمان می تواند برنامه ریزی های کوتاه مدت و میان مدت داشته و اهداف خاصی را بر اساس این برنامه ها تعیین کند.دراین جایگاه سازمان میتواند تکنولوژی و یا سرویس جدید ارائه دهد و ارتقاء مداوم داشته باشد.
برای ورود به هر مرحله باید فرآیند اصلی آن مرحله اجرا شود به طور نمونه :
در مرحله دوم،مرحله تکرار پذیر، 7 فرآیند اصلی وجود دارد. 4 فرآیند مدیریتی و 3 فرآیند پشتیبانی.
فرآیندهای مدیریتی:
•مدیریت تعهدات خدمتی
•برنامه ریزی برای سرویس
•پیگیری سرویس
•مدیریت پیمانکاران
فرآیندهای پشتیبانی:
•مدیریت پیکر بندی
•مدیریت وقایع
•تضمین کیفیت سرویس